🎯 چگونه کیفیت بعثت مردم میتواند افزایش یابد؟ بخش اول
🔥 نیاز و مأموریت واقعی
تجمعات در نقطه اوج خود با نیاز و مأموریتهای واقعی شکل گرفت: مقابله با ضد انقلاب و دشمن، جلوگیری از آتشبس تحمیلی، تسریع در انتخاب رهبری، پیگیری اهداف ایران در جنگ، جلوگیری از تسلیم مقابل دشمن، اثرگذاری بر نتیجه مذاکرات، حفظ تنگه هرمز، دفاع از جبهه مقاومت و مشخصاً لبنان، پیگیری شروط رهبری، اعتراض به تعاملات ذلتبار و…
📌 مهمترین عنصر در بسط و تداوم آن احساس این نیاز است. مأموریت واقعی باید احساس شود. مهمترین مأموریت چیزی است که رهبر انقلاب مواظبت بر تحقق شروط تا پایان یافتن کامل سایه جنگ اعلام کردند: اخراج آمریکا، غرامت، مدیریت ایرانی بر تنگه، یکپارچگی جبهههای مقاومت و مذاکره نشدن موضوع هستهای. باید این مأموریت مورد محافظت قرار بگیرد، مدام تکرار و برجسته شود.
💥 اثرگذاری
مهمترین مسئله احساس اثرگذاری است. دشمن و خط غربگرا و وفاق هم برای گرفتن این اثرگذاری به لحاظ نظری و عملی تلاش کردند. اقداماتی مثل پلاکارد، پارچهنوشته، تریبونآزاد، رسانهای کردن و… به بهبود این حس کمک کرده است که باید تقویت شود و قالبهای جدید به آن اضافه شود.
🗣 مطالبات مردم احتیاج به تیزی پیدا کردن، پیگیری و… دارد که دانشجویان و طلاب میتوانند این خلأ یا توانمندسازی تجمعات را پی بگیرند.
🤝 مخصوصاً قشری که تا پیش از جنگ، طرفدار انقلاب نبوده یا این طرفداری را ابراز نمیکرده یا سازماندهی شده نبوده است، احتیاج به گفتگو و تخاطب دارد. این طیف دلش میخواهد، نمیداند چه کند، تجربه هم ندارد، هم احتیاج به تحویل گرفته شدن دارد، هم احتیاج به آموزش، هم احتیاج به صبر از طرف سایر طیفها. انتظار از این طیف نباید مثل بقیه باشد، مهمتر از همه این طیف میتواند در همراه کردن افرادی مثل خود فعال شود.
🧩 عاملیت
باید به خود مردم عاملیت داد. این عاملیت از سطح اجرایی اداره میادین، تا سیاستگذاری آن، تا مشارکت در رفع مشکلات محل، تا پرداختن به نیازهای کشور در جنگ، تا پیشبرد کشور و… قابل انجام است. تکثر توانمندی، قشر، سن و… را باید به عنوان فرصتی که خودشان با هم مرتبط شده و عاملیت پیدا کنند به رسمیت شناخت. طبیعی است ماهیت این در میادین محلی با میادین اصلی متفاوت خواهد بود. مردم میخواهند خود را ابراز کنند، بعضی پیشنهاد برای کشور دارند، بعضی توانمندی خاص دارند، اینها بیش از لیستهای بزرگ و نمایشی کشوری باید از پایین با محوریت داوطلبی جلو برود. چنانکه در ابتدای انقلاب در نهادهایی نظیر جهادسازندگی صورت میگرفت. برای ارائه توانمندی و پیشنهادات مردم و هماندیشی درباره آن چه در تریبون یا خارج تریبون باید فرصت گذاشت.
🚫 ترک تصدیگری
نهادهایی که در توهم هدایت، جهتدهی و… به تجمعات هستند، بزرگترین مانع جوشیدن از درون تجمعات هستند. بگذارید تجمعات مثل مشهد درونجوش شکل بگیرد. البته اشتباهات تصدیگری نباید یکشبه با کناررفتن منجر به فروپاشی تجمعات شوند. بزرگترین اشتباه مخصوصاً این است که برای پایگاه بعثت، عناصری از بیرون یا درون تجمع انتخاب شوند که آن را کنترل کنند. پایگاه را به همان جمعهای خودجوشی که تجمعات را شکل داده بسپارید، برای ارسال سخنران، دخالت در اداره تجمعات محلی، بخشنامه و سریکاری احساس تکلیف نکنید. بزرگترین کمک اکثر نهادها، مزاحم کار مردم نشدن و دخالت نکردن است.
🔍 دیدن تکثرهای مختلف
مهم این است که نه تنها شیوه برگزاری اصلاح شود که جا برای مشارکت تکثرهای مختلف دیده شود.
👶 ۱- تکثر سنی: طراحی تجمعات و مسئولیتهای در آن به گونهای نبوده که همه سنها به یک اندازه پوشش داده شوند. احتیاج به تعریف نقش برای به ویژه سنین ۱۲ تا ۳۰ سال یا به صورت مشخصتر ۱۵ تا ۲۵ سال داریم. در مشهد مثلاً برای نوجوانها کمپین نقالی جنگ طراحی شده است. برای دانشجویان کارهای محتوایی، مطالبهای، گفتمانسازی و… طراحی شود به ویژه که با آغاز حضوری سال تحصیلی دانشجویان الآن ظرفیت جدیدی هستند که میتوانند اضافه شوند.
💼 ۲- تکثر شغلی: ما برای طیفهای مختلف شغلی برنامهریزی نکردهایم. مثلاً در تجمع شب دویستم تجریش از پاکبانها تکریم کردند یا در شادآباد در ایام عید، کمپین خرید از مغازههای محلی راه انداخته بودند. استاد دانشگاه، کارگر، کاسب، شرکت دانشبنیان، دانشجو، خانم خانهدار و… باید در تجمعها جایگاه پیدا کنند. چه در مخاطبه، چه در تقدیر، چه برنامهریزی، چه در استفاده از ظرفیتها و….
ادامه در بخش دوم
دیدگاهتان را بنویسید