نوشته شده توسط

در

📌عملیات نجات ترامپ؛ مرحله انتخابات

(محمد اصغری)

حضور آقای رئیس‌جمهور در استودیوی فاکس‌نیوز و گفت‌وگو با یکی از تهاجمی‌ترین چهره‌های رسانه‌ای محافظه‌کاران آمریکا در آستانه انتخابات، نه یک کنش دیپلماتیک تصادفی، بلکه نقطه اوج پروژه‌ای خطرناک بود:

عملیات نجات دونالد ترامپ از تبعات اشتباهات و ماجراجویی‌های نظامی‌اش علیه ایران.

برای درک عمق این خطای راهبردی، باید روان‌شناسی سیاسی پایگاه رأی جمهوری‌خواهان را در مقطع فعلی بازخوانی کرد. بخش مهمی از بدنه حامی ترامپ و جریان موسوم به «اول آمریکا» (MAGA)، هویتی عمیقاً ضدجنگ‌های بی‌پایان دارند. ورود به درگیری نظامی فرسایشی با ایران، ترورها و بمباران‌ها تردیدهای سنگینی را میان رأی‌دهندگان مرددِ راست‌گرا ایجاد کرده است؛ تردیدی از این جنس که آیا ترامپ بار دیگر آمریکا را به باتلاقی پرهزینه در غرب آسیا کشانده است؟

در چنین بزنگاه حساسی، جناب رئیس‌جمهور دقیقاً روی صندلی رسانه اصلی هواداران ترامپ نشست تا مأموریت نانوشته‌ای را تکمیل کند:

اثبات کارآمدی دکترین جنگی ترامپ به رأی‌دهندگان آمریکایی.

تصویری که از ایران در این قاب مخابره شد، دقیقاً همان چیزی بود که ستاد انتخاباتی ترامپ برای پیروزی به آن نیاز داشت؛ تصویر کشوری به‌شدت مستأصل، تحت فشار خردکننده و نگران، که پس از تحمل ضربات سخت نظامی، حاضر است برای رسیدن به هرگونه توافقی التماس کند.

وقتی رئیس‌جمهور کشوری که در معرض تهاجم قرار گرفته، به سرعت اعلام می‌کند «اورانیوم ۶۰ درصدی چیز مهمی نیست و آن را رقیق می‌کنیم»، با افتخار تأکید می‌کند که «ما حتی در اوج جنگ تنگه هرمز را نبستیم و آبراه امن بود»، به صراحت به مشکلات و تنگناهای اقتصادی اعتراف می‌کند و مکرراً یادآوری می‌کند که «ما با رئیس‌جمهور شما توافق کردیم و هنوز هم مشتاقیم همان را پیش ببریم»، یک پیام عریان به جامعه آمریکا صادر می‌شود:

سیاست مشت آهنین و جنگ‌طلبی ترامپ جواب داده و ایران را پای میز تسلیم کشانده است.

این رفتار حاصل یک انحراف فکری ریشه‌دار در بخشی از دستگاه دیپلماسی و جریان وفاق است. مدت‌هاست در تمامی بزنگاه‌های استیصال ترامپ و جمهوری‌خواهان، جریانی در داخل بر اساس منطق موهوم «باید برای ترامپ راه در رو باز گذاشت»، به عنوان تنفس مصنوعی برای دشمن عمل می‌کند. این شبه‌تئوریِ سازش‌کارانه مدعی است که اگر ترامپ را به بن‌بست برسانیم رفتارهای پیش‌بینی‌ناپذیرتری نشان خواهد داد، پس باید با نرمش و اعطای امتیازاتِ آبرودار، او را از بن‌بست نجات داد!

فاجعه اصلی آنجاست که این جریان ظاهراً توانسته مراجع تصمیم‌ساز در تهران را متقاعد کند که آستانه انتخابات آمریکا، بهترین زمان برای امتیازگیری از ترامپِ تحت فشار است. اما در عالم واقعیت، آنچه اتفاق افتاد نه امتیازگیری، بلکه یک حراجِ رایگان است. در سیاست واقعی، اگر دشمن در آستانه انتخابات احساس آسیب‌پذیری می‌کند، باید با افزایش تصاعدی هزینه‌ها (استفاده جدی از اهرم تنگه هرمز، غلظت‌بخشی به ابهام هسته‌ای و مسدودسازی منافع منطقه‌ای واشنگتن) او را در موضع تمکین قرار داد، نه اینکه پیشاپیش تمامی کارت‌های برنده را بسوزانیم و به او اطمینان دهیم که حتی در صورت بمباران شهرهایمان، امنیت عبور انرژی غرب برقرار است و حاضریم به نظارت‌های بیشتر تن بدهیم.

سفره‌ای که در نیویورک پهن شد، نقشه نجات ترامپ از شکست انتخاباتی بود. وقتی دولت ایران داوطلبانه اعلام می‌کند در آستانه انتخابات آماده معامله است، دست ترامپ را پر می‌کند تا در مناظرات و کارزارهای انتخاباتی، خلع سلاحِ ارادی ایران را به عنوان بزرگ‌ترین فتح‌الفتوح سیاست خارجی خود فاکتور کند.

تبدیل دیپلماسی رسمی به کاتالیزور پیروزی جنایتکارانی که ترور و جنگ را بر این ملت تحمیل کردند، امنیت نمی‌آورد. اگر ترامپ با تصویر شکست‌ناپذیریِ دکترین ضربه از این انتخابات عبور کند، اولین قربانی این نمایشِ التماس، خود ما خواهیم بود؛ چرا که به طرف متخاصم اثبات کرده‌ایم که هر بار فشار نظامی را بالا ببرد، جریان سازش در تهران نه‌تنها پاسخ متناسب نمی‌دهد، بلکه برای نجات او از تبعات جنایاتش، برایش راه فرار و برگ برنده بزرگ‌تر تدارک می‌بیند.

✍ محمد اصغری

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته‌های بیشتر