نوشته شده توسط

در

( بد نیست خوشمزه ست )

امر به معروف و نهی از منکر

تیریست که باید به نقطه وسط سیبل اصابت کند و گر نه سودی که ندارد هیچ ، گاهی مخرب هم میشود،

زهر انار و زهر سیب اولین حرف های نا پسندی بود که در کودکی و در حین بازی از بچه های دیگر یاد گرفتم ، و جالب اینکه به خاطر لحن کودکانه ام خیلی هم مورد توجه بزرگتر ها قرار گرفت و با تشویق می‌خواستند که یک بار دیگر تکرارش کنم ، و این همان تخم مرغ دزدی بود که به شتر دزدی منجر شد ،

کم کم بزرگ شدیم و حرفهای نا پسند بیشتری پاکی زبان و قلب و روح کودکی مرا را تیره و تار کرد ، تا جایی که گمان گناه به کلمات زشتی که بکار میبردم را نداشتم و دیگر برایم عادی شده بود ، سالها گذشت ،
تا اینکه یک روز در مغازه سوپرمارکت پدرم در حال رسیدگی به خرید سه مشتری بودم که یکی از آنها خانم بود،
مرد میانسالی وارد شد معلوم بود عجله دارد بعد از عذرخواهی از مشتری ها ، از من پرسید مایع ظرفشویی گلی دارید ؟
در حالی که با اشاره جای آن را نشان می دادم گفتم پدر سو ،،، ها در یک ماه اخیر دو مرحله قیمت گلی را گران کرده‌اند،
با این حرفم انگار عجله او تمام شد،
و شروع کرد به وارسی کردن اجناس دیگر در قفسه ها ،
مشتری ها یکی یکی رفتند ، مرد مایع ظرفشویی را روی ویترین گذاشت و با لحنی آرام پرسید آقای امینی ببخشید جسارتا شما نماز هم میخوانید ؟ با تعجب عرض کردم بله نمی‌گویم نماز قضا ندارم ولی الحمدلله می‌خوانم ،
باز هم چند بار عذرخواهی کرد و پرسید ،
صلوات چطور ؟ میفرستی ،
عرض کردم حاجی جان خدا بخواهد عاشق پیامبر و اهل وبیت هستیم !
در حالی که پول گلی را به من می‌داد سرش را جلو آورد خیال کردم میخواهد در گوشم چیزی بگوید ،
صدایش را خیلی آرام تر کرد و با لبخندی ملیح و فرمود ،
حیف نیست دهانی که معطر به نام مقدس خداوند و رسول‌الله شده است را ،
با کلمات نا پسند آلوده اش کنی ؟ ؟
و بلافاصله در حالی که عذرخواهی می‌کرد آنجا را ترک کرد ،
خشکم زده بود چرا تا حالا خودم از این زاویه به موضوع فکر و نگاه نکرده بودم ، واقعا دلم میخواست از خجالت زمین دهان باز میکرد و مرا می بلعید ، جواب خدا و حق ناس را چگونه بدهم ،

تیر امر به معروفش با زیبا ترین لحن و کلام به قلبم نشست،

پس از آن چند ماه طول کشید تا آرام آرام توانستم جلوی زبانم را بگیرم و خیلی بیشتر طول کشید تا جلوی قلبم را گرفتم تا از ذهن و قلبم حرف ناپسندی ساطع نشود
به جای پدر سو ،،،، می‌گفتم پدر صلواتی و برای تنبیه شدنم خودم را ملزم به فرستادن چند صلوات برای طرف مقابل میکردم ،
امر به معروف و نهی از منکر واجب است و نیاز به مهارت دارد ، آیا بهتر نیست برای عمل به آن آموزشی ببینیم مثلاً از یک روحانی و یا کسانی که در این امر صاحب نظر هستند ، تا خدایی نکرده باعث لجبازی مخاطب نشویم، و نتیجه معکوس نگیریم ،
در این دوره که متاسفانه منکر ها از سوی دشمنان اسلام عادی سازی میشود ، برای دفع آن باید مهارت و آموزش به مردم را بیش از پیش روحانیت محترم در دستور کار خود قرار دهند تا ان شاالله تیر بد خواهان جمهوری اسلامی ایران به سنگ بخورد ، ان شاالله

خادم کوچک رزمندگان اسلام

✍آقا قرآنی میدان شهدا

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته‌های بیشتر