*روایت:سلام آقای شهیدم *🚩🥀
دویست و شانزده شب است که از ندیدنت، از نداشتنت، از آن حضور گرم و پدرانهات محرومیم . اما دلمان قرص است؛ چراکه یادگار تو، پرچمِ این انقلاب را به دست گرفته و ما هم آمدهایم تا پاسدار آن باشیم 🇮🇷.
آقای شهیدم، دلم که نه جانم برایت تنگ شده 💔… هر بار که عکست را در دست یکی از مبعوثشدگان میبینم که برافراشته میشود، بغضی سنگین راه گلویم را میبندد. با خودم زمزمه میکنم: «آیا به راستی تو دیگر در جمع ما نیستی؟» 🕊️
دیشب، آسمان هم با ما همدل شد 🌧️. قطرههای باران، آرام بر سرمان میریخت و ما، در همان میدان همیشگی، نماز استغاثه به امام زمان (عج) را خواندیم 🤲. دستها به آسمان بلند شد و دلها، در زیر باران، به وسعت آسمان گشوده شد . زمین و آسمان یکصدا شدند تا شاید فرج نزدیک شود و انتقام خون تو، گرفته شود 🌱.
چه زود گذشت آن سالها؛ سالهایی که در همین شهر نفس میکشیدی و ما، بیآنکه قدر بدانیم، در همسایگی نگاهت زندگی میکردیم. افسوس که قدر ندانستیم چه گوهری در کنارمان بود 😔.
خوشا به حال مردم مشهد 🕊️ که شما را برای همیشه در کنار خود دارند و خوشا به حال ما که هنوز یادتان، پرچمِ ما را برافراشته نگه داشته است 🚩.
ای شهیدِ زنده، بدان که ما هنوز هستیم؛ هنوز پشت همان پرچمهای سرخ🚩، هنوز به عشق تو، در همان میدان همیشگی…. دلمان با توست و قدمهایمان، برای خونخواهی تو🚩🥀.
ما تا آخرین نفس، در خیمهی حسینیم، خونخواه و جانفداییم ✊🏻🇮🇷.
✍مهدی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🌱* اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج *🌱
☎️ کانال بعثت فرشتگان زمین :
•••••••••••••✿🇮🇷✿••••••••••••
•••••••••••••✿🇮🇷✿••••••••••••
دیدگاهتان را بنویسید